پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
قصه ما - حمید مصدق
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 89
نویسنده : J A V A D
قصه ما - حمید مصدق من به خود می‌گویم: «چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟» با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌ها، با تو اکنون چه فراموشی‌هاست. چه کسی می‌خواهد من و تو «ما» نشویم خانه‌اش ویران باد! من اگر «ما» نشوم، تنهایم تو اگر «ما» نشوی، ـ خویشتنی از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق باز برپا نکنیم از کجا که من و تو مُشتِ رسوایان را وا نکنیم. من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی‌خیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمن بستیزد؟ چه کسی پنجه در پنجۀ هر دشمنِ دون ـ آویزد

:: موضوعات مرتبط: ----- , ۞ گــزیده بهترین اشـعار ۞ , ,
:: برچسب‌ها: قصه ما - حمید مصدق ,



ديشب به ياد روي تو تنها گريستم - علیرضا میثمی "پروانه"
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 59
نویسنده : J A V A D
ديشب به ياد روي تو تنها گريستم - علیرضا میثمی "پروانه" ديشب به ياد روي تو تنها گريستم تنهاي بي اميد چه شبها گريستم از چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشق بردم پناه و بي تو در آنجا گريستم سر مي كشد چوشعله تمناي او ز دل زين جانگذاز درد تمنا گريستم پنهان نمي شود چكنم؟ ماجراي عشق در عشق او نهاني و آشكار گريستم يكروز خنده زد دلم از گرمي اميد عمري ز سرد مهری دنيا گريستم روشن نشد ز بخت سياهم چراغ عمر امروز از سياهي فردا گريستم آتش زدند بر دل من ، تا كه همچو شمع يكجا بسوختم دل و يكجا گريستم كوتاه بود عمر من و عمر گل ، دريغ (پروانه) سان به خنده گلها گريستم

:: موضوعات مرتبط: ----- , ۞ گــزیده بهترین اشـعار ۞ , ,
:: برچسب‌ها: ديشب به ياد روي تو تنها گريستم - علیرضا میثمی "پروانه" ,



اعترافات - ژان ژاک روسو/معرفی کتاب
نوشته شده در چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 141
نویسنده : J A V A D

جملات حکیمانه

 

نام کتاب: اعترافات
نویسنده: ژان ژاک روسو
ناشر: نیلوفر
مترجم: مهستی بحرینی

كتاب اعترافات، كه روسو گاه از آن با عنوان خاطرات ياد مي كند، همه رويدادهاي زندگي او را از كودكي تا سال هاي پاياني عمر، با ذكر جزئيات، در بر مي گيرد.
اما اين كتاب بيش از آنكه به نقل اعمال و افعال او در موقعيت هاي گوناگون زندگي اش بپردازد و شرح حوادثي باشد كه از سر گذرانده است،داستان احساسات و انديشه هاي اوست.
روسو در اين كتاب روح خود را عريان به خوانندگانش نشان ميدهد، بي هيچ پرده پوشي به عيب ها و خطاهايش اعتراف مي كند و مي گويد كه در گيرودار حوادث چه ضعف هايي داشته و چه اشتباهاتي از او سر زده كه مايه شرمساري اش شده است:
این یگانه تصویری است که از انسان وجود دارد و به احتمال تا ابد همین یک تصویر وجود خواهد داشت. تصویری که دقیقا از روی طبیعت کشیده شده و چهره راستین او را ترسیم کرده است. هر که هستید، ای کسانی که تقدیر یا اعتماد من شما را حاکم بر سرنوشت این دفتر کرده است، به خاطر شوربختی‌هایم، به خاطر احساسات و عواطفتان، و به نام نوع بشر از شما تمنا دارم که این اثر یگانه و سودمند را از میان نبرید. اثری که می‌تواند در مطالعه احوال بشر، مطالعه‌ای که بی گمان هنوز آغاز نشده است، به عنوان نخستین معیار مقایسه به کار رود و نیز تمنا دارم تنها یادگار با ارزشی را که حرمت‌بخش خاطره من است و نمودار اخلاق و منش من و به دست دشمنانم تحریف نشده است، از بین نبرید و سرانجام، حتی اگر شما خود یکی از این دشمنان سرسخت باشید، دیگر به جسد خاکستر شده من دشمنی مورزید و بیداد و بی امان خود را تا زمانی که دیگر نه من و نه شما زنده نخواهیم بود، ادامه ندهید بلکه بتوانید دست کم یک بار شرافتمندانه نزد خود گواهی دهید که بزرگوار و مهربان بوده‌اید، در جایی که می‌توانستید بدخواه و انتقام‌جو باشید: البته چنانچه بدی روا داشته در حق مردی که هرگز مرتکب نشده و یا نخواسته است بشود، بتواند نام انتقام به خود بگیرد...

 


:: موضوعات مرتبط: ----- , ۞ گــزیده بهترین اشـعار ۞ , ,
:: برچسب‌ها: اعترافات - ژان ژاک روسو/معرفی کتاب ,



صفحه قبل 1 صفحه بعد